تبليغاتX
بحث آزاد

بحث آزاد

از وعده خودكفايي تا جبهه سبز!

با پوزش از دوستانی که مدتیست کمتر سعادت استفاده از مطالب خواندنی آنها را دارم به رغم تداوم گرفتاری هام نتوانستم در حیطه سابقه حوزه خبری شغلم حضور وزیر جدید پیشنهادی محمود احمدی نژاد را فارغ از برخی حواشی به اصل مساله نادیده بگیرم. برای حضور مجدد و فعال در عرصه وبلاگ نویسی لحظه شماری میکنم.

احمد خضرويه-عارف فهيم-خودآگاهي را به نحوي شگرف ولي ساده ، چنين بيان مي دارد:"جمله خلق را ديدم كه چون گاو و خر از يكي آخور علف ميخوردند.يكي به تمسخر گفت:خواجه تو در آن ميان چه ميكردي و كجا بودي!؟ گفت:من نيز با ايشان بودم،اما فرق آن بود كه ايشان ميخوردند مي خنديدند و بر هم مي جستند و من مي خوردم و مي گريستم و سر بر زانو نهاده بودم و مي دانستم!"

صادق خليليان وزير پيشنهادي محمود احمدي نژاد همان طور كه پيش بيني ميشد‌ بدون مخالف در كميسيون تخصصي كشاورزي وفقط 86 مخالف در روز راي اعتماد به آساني بر كرسي يارغار دوران طرح خودكفايي گندم- در دوره دوم دولت اصلاحات خاتمي- تكيه زد وزين پس بايد سند صدارت ساختمان شيشه اي را در كارنامه هاي آموزشي و اجرايي وي ثبت كرد.

اگرچه پيش داوري در مورد كاميابي يا ناكامي وزير پيشنهادي رييس دولت دهم منصفانه نيست، ولي از آنجا كه نقش وي به عنوان يك مدير مسوول در امنيت سفره غذايي شهروندان و تداوم اشتغال بهره برداران قابل چشم پوشي نيست لذا غفلت نگارنده در يادآوري برخي نكات از بيرون حلقه هاي مشاوره وزير برگزيده مجلس غفلتيست نابخشودني تر!

از خاطر نگارنده همين يادداشت بيرون نمي رود زماني را كه خليليان درحاشيه نخستين و آخرين گفت وگوي چالشي رودرو با مجله اقتصاد سبز( ضميمه تاريخي و پر طرفدار روزنامه اقتصاد پويا كه به دليل كج سليقگي  و شتابزدگي سردبيرش تعطيل شد) – با گرفتن قول منتشر نكردن آن در دوره پيشين – قول هاي بي پرواي اسكندري در جلسه راي اعتماد مبني بر خودكفايي با آن درصد هاي كامل را هوشمندانه نداند .اقدامي كه اسكندري بعد از راي اعتماد مجلس هفتم با اعلام علني شماره تلفن همراهش نشان داد همكارانش در توصيف وي به بي ترمز بودن او در اظهار نظربيراه نميگفتند. در هرحال تحليل نقاط ضعف و قوت خليليان را به  مجال هاي ديگري مي سپاريم ولي در اين مقال نمي توان از اشاره به چند نكته جديد و قابل تامل در اظهارات خليليان كه ازامتياز آگاهي به درد هاي بخش برخوردار است در صحن مجلس هشتم گذشت.

-انتقال بخش عمده اي از يكصد هزار پرسنل وزارت جهاد كشاورزي از مراكز استان ها شهرهاي بزرگ و تهران به جمع 8تا9هزار نفري پرسنل آن وزارت خانه در دهستانها:اين مساله اگرچه در ظاهر جلب توجه مي كند اما در صورتيكه مكانيسم اداري هوشمندانه اي براي آن انديشيده نشود به بروز چالش هاي جديد در آن مجموعه پس از ادغام وزارتين كشاورزي و جهاد سازندگي خواهد انجاميد!چالشي كه اجلالي معاون معزول اسكندري در سال 87 و مقياس كوچكتر انتقال تيم صنايع تبديلي و دفتر ماشين آلات به محمد آباد كرج تجربه كرد و به گفته منابع موثق چند روزي در ساختمان شيشه اي جهاد كشاورزي رويت نشد!

 به طور حتم انتقال يا مامور كردن نيمي از اين جمع به دهستان ها مستلزم مشوق ها و اعتباراتيست كه بايد براي آن بررسي هاي كارشناسي و درك موقعيت عاطفي و خانوادگي خانواده هاي نيروهاي انساني را داشت. و تنها در اين صورت است كه ميتوان به شكل گيري جبهه اي سبز از لشكر بزرگ وزارت جهاد كشاورزي در مراكز اصلي خدمت آنها در دهستان ها و شهرهاي كوچك اميد بست. جبهه اي كه بايد با فرماندهي ستادي متشكل از وزير و معاونانش در كنار اعضاي تشكل هاي شاخص بخش كشاورزي به رزمگاه خشكسالي و نا امني هاي سرمايه گذاري در حوزه كشاورزي برود.

-واگذاري تصدي گري‌هاي دولتي به بخش خصوصي و تشكلها: به جرات ميتوان اين انتقاد را به دوره اسكندري وارد ساخت كه بر خلاف اصل 44 قانون اساسي در حوزه مهمي نظير شركت پشتيباني امور دام نه تنها خصوصي سازي صورت نگرفت و به تشكل ها اعتماد نشد بلكه در كنار كنايه هاي متعدد وزير و معاون امور دام، صدها ميليارد تومان اعتبار نيز به حساب اين شركت واريز شد. به گونه اي كه عنوان كردن چندباره آمادگي دولت براي واگذاري امور به تشكل ها شعاري بيش تعبير نشد!

- اجراي قانون جلوگيري از خرد شدن اراضي كشاورزي: به نظر مي رسد بر خلاف اسكندري كه اجراي اين قانون را نميپسنديد و در يك نشست خبري نيز عنوان كرد ميتوان به جاي اصرار بر اجراي اين طرح ماشين هاي كشاورزي مرتبط با موقعيت كشور را ساخت يا وارد كرد، خليليان فارغ از لجاجت معروف اسكندري با انديشه هاي علمي جناح سياسي مقابلش- آن را در دستور كار قرار خواهد داد.

و البته خليليان كه بر خلاف بسياري از وزيران كابينه پيشنهادي احمدي نژاد به آساني– دست كم درقياس با گزينه‌هايي كه ميتوانستند يا مي خواستند با احمدي نژاد كار كنند- كارش را آغاز ميكند راهكارهاي ديگر مورد تاييد اهل فن را نيز قرائت كرد اما ياد آور ميشوم هدف از اين نوشتار تاكيد بر اين موضوع است كه در كنار آگاهي وزير به علم حوزه محل خدمتش- چه بسا مهمتراز آن- " اعمال مديريت علمي مقتدرانه و از موضع بالا در هيات دولت است "وگرنه سرنوشت خليليان تلخ تر از دوره اسكندري  نيز خواهد بود چرا كه دست كم وي بايد شرايط سخت زمانه براي دولت دهم را هم درك كرده باشد!

ايرج ميرزا آگاهي را در درك زمان مي داند و مي سرايد:

گرگوهري / از كفت برون تافت

در سايه ي/ وقت ميتوان يافت

گر وقت/ رود‌زدست انسان

باهيچ/ گوهر خريد نتوان

 باز هم در اين باره تبادل نظر خواهیم کرد...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 13:6  توسط علیرضا صفاخو  | 

...!

به نام خالقي كه انسان را آزاد آفريد!
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:9  توسط علیرضا صفاخو  |